یادداشت صدو هفتم

سلام

دوستای عزیزم ممنونم که به یادم بودید.

راستش اوضاع خیلی پیچیده شده نگران نشید زندگی من مشکلی پیدا نکرده من و همسری با هم خوب و خوشیم و روزگارمون خوبه اما خواهرم و شوهرش  با هم مشکل پیدا کردمن همون خواهرم که رفته بود مالزی بعد از 7 ماه برگشتن چون شوهرش نتونست اونجا کار خوبی پیدا کنه اینه که برگشتن و این مدت رو خونه مامانم بودن ولی رابطشون روز به روز با هم بدتر شد حالا هم چند روزیه شوهر خواهرم قهر کرده و رفته خونه پدرش متاسفانه اونجا هم راهنمای خوبی نداره که برگردوننش خواهراش دارن اوضاع رو بدتر میکنن این وسط بیشتر برای خواهرزادم غصه میخورم که داره ناراحتی میکشه ولی به روی دیگران نمیاره فقط با شیطنت های گاه و بیگاهش اعصاب دیگران رو به هم میریزه و ههمون میدونیم که اینطوری خودشو تخلیه عصبی میکنه و خواهرم که اینروزا زیاد حوصله نداره باهاش نمیسازه و یکسره دعواش میکنه.نمیدونم چرا اینطوری شد از پارسال یکسره داره همه چیز بهم میریزه نمیدونم خانوادمون چشم خورد چی شد ؟؟قبل از همه این مسائل هر پنجشنبه یا جمعه میرفتیم خونه مامانم اونجاعمه و عموم هم میومدن تا ساعت 2 شب صدای خندمون به هوا بود  از هم پاشیدیم نمیدونم چرا؟؟

دوست جونیا اینقدر ناراحتم که شبا با گریه میخوابم نمیدونم چی میشه دعا کنید زندگی خواهرم درست بشه چون دوتاشون اینقدر لجبازن که میترسم به جاهای برایک بکشه.......خیلی نگرانم

/ 11 نظر / 36 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سمانه

میدونم چقدر سخته منم کشیدم این غصه رو نذر صلوات جواب میده اساسی

ساغر 1دختر ورنا

انشالله همه چیز به روال سابق بر میگرده عزیزم[ماچ] خیلی حواستون به خواهر زاده ات باشه [خنثی]

ستایش

میشا جونم خیلی ناراحت شدم حواستون خیلی به بچه خواهرت باشه عزیزم ممکنه که ناراحتیشو از شرایط به وجود اومده داره با شیطونی نشون می ده امیدوارم که مشکل خواهرت زودی حل شه عزیزم بی خبرمون نذار.

سپیده

ایشاالله که درست بشه ..... طفلی بچه مواظبش باشین روحیش خیلی حساس هست

✿nazi✿

انشالا حل میشه میشا جون. چقدر خاله و خواهر مهربونی هستی گلم. نمیشه شما پادرمیونی کنید؟ یا مثلا گاهی بچه رو بیاری پیش خودت که از محیط پر استرس دورباشه؟ یا خواهر و شوهر خواهرت بتونن کمی تنها باشن. بالاخره الان زندگیشون دچار بحران شده و تا حدودی استقلالشون رو از دست دادن. حق دارن عصبی باشن. امیدوارم زندگیتون مثل قبل بشه پر از خنده و سلامتی.

خانم خونه

خیلی بده که خواهرشوهرای خواهرت به اختلاف بین زن و شوهر دامن میزنن متاسفم برا همچین ادمایی ایشا... خدا خودش ختم به خیر کنه و به سلامتی اشتی کنن

ستایش

میشا جونم مشکل خواهرت برطرف شد عزیزم؟

شیوا

سلام دوست جون نمی دونم چی بگم . فقط امیدوارم هر دو نفرشون عاقل بشن و دست از این رفتارها بردارند. فکر می کنم بعد از شکستشون در مورد رفتن به مالزی این وضع پیش اومده . اون شکست باعث شده اعصاب هر دو نفرشون خورد بشه و به جون هم بیوفتن . شما و پدر و مادرتون باید خیلی تلاش کنید تا اوضاع درست بشه بخصوص بخاطر بچشون . طفلی .

امید

. سلام خوشحالم با وبلاگ آبدیت شما آشنا شدم. شخصیت و علایق شما رو هم دوست دارم. کلا مطالب جالبی دارید. به وبلاگ منم سر بزن و نظرتو درباره اش بنویس که راهنمایی شما برام خیلی مهمه. آماده همکاری و تبادل لینک با شما هستم.[گل